داستان های از بزرگان و منابع جدید قدیم
نويسندگان
سید رضا هاشمی

چهار تا پیرمرد که30سال بود هم دیگر را ندیده بودند با هم به رستوران آمدند یکی از آن ها به دستشویی رفت. بقیه درباره بچه هاشون حرف میزدند یکی از اونا گفت پسر من خیلی پولداره هفته پیش برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز کادو داد.دومی گفت پسر منم خیلی پول داره هفته پیش برای تولد بهترین دوستش بهش یه هواپیما خصوصی کادو داد سومی گفت پسر منم خیلی پولداره و هفته پیش براتولد صمیمی ترین دوستش یه خونه 3000 متری کادو داد چهارمی اومد بعد گفت دخترمنم رقاص کابارس یکی از اون پیرمردا گفت اوه باعث خجالته. اما گفت من از دخترم راضیم هفته پیش برای تولدش از دوست پسراش یه مرسدس بنز و خونه 3000 متری و هواپیما خصوصی کادو گرفت! نکته:هیچ گاه نباید زود قضاوت کرد.




 
 
[ دوشنبه 23 مرداد 1396  ] [ 10:56 AM ] [ سید رضا هاشمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

آخرين مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 46886 نفر
كل مطالب : 769 عدد
کل نظرات : 0عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 1 اسفند 1396